همینطور که میبینید  کمی در ووبلاگ تغییر دادم . خصوصی کردن آرشیو و عوض کردن عنوان وبلاگ .لبخند

حقیقتش چیزی تغییر نکرده من هنوز هم همان زن دوم که بودم ، هستم  . چند تا  از دوستان در مورد عنوان وبلاگ گفته بودند . این که تمام هویت و زندگی من در این عنوان خلاصه نمیشه . به همین دلیل عنوان رو عوض کردم .  فکر میکنم درست گفتند و این عنوان بهتر باشه . من زندگی معمولی خودم رو دارم  و تمام زندگی من در این کلمه  زن دوم خلاصه نشده . در هر حال عنوان عوض شدهمژه

برای ارشیو هم  اینطوری بهتر هست  . خصوصی کردم و رمز رو هم برای خودم نگه داشتم  .به دلایل مختلف .  اولین و ساده ترین اون  این هست که از کجا معلوم بر حسب اتفاق یک نفر  این وبلاگ رو نخونه . درست هست که اسامی رو مستعار نوشتم ولی اگر طرف مورد نظر خیلی اشنا باشه با خوندن مطالب خیلی راحت میتونه بفهمه که  وبلاگ من هست ابرو.میدونم دوستان عزیزی هستند که در حال خواندن آرشیو بودند . جا داره ازشون معذرت بخوام و بگم چیز زیادی نبوده به جز روزمره ها و غم و شادی منلبخند . در هر حال هر زمانی من این کار رو میکردم بودند دوستانی که در حال خواندن بودند و قسمتهایی رو از دست میدادند .

هنوز متن درباره وبلاگ رو عوض نکردم و حقیقتش نمیدونم چی بنویسم . کامل تر کنم  یا همینطور باشه متفکر

من قصد  خصوصی نوشتن ندارم . نمیخوام بگم نخواهم داشت چون نمیدونم در آینده چی میشه ولی تا به حال بصورت جدی بهش فکر نکردم و فعلا قصد ندارم فکر کنم لبخند

حقیقتش خیلی وقتها شده    به نظرم رسیده که :  خلوت دل نیست جای صحبت اغیار . ولی به سرعت این فکر از سرم پاک شده و دلیل اون هم فقط و فقط محبت و لطف و حسن نظر خیلی از دوستان عزیزم هستقلب. حتی خواننده ها خاموشی که هر از گاهی برای من مینویسندقلب .

در آخر غزلی از حافظ مینویسم که حرف دلی باشه . هر چند یقین دارم  هستند عده ای که متاسفانه  نمیفهمند .مهم نیست همین که خودمون این غزل زیبا رو میخونیم و متوجه میشیم کافی هست .

 جا داره از اشخاص خاص هم معذرت بخوام .  معذرت از این جهت که شایسته  خودم ندیدم  که با ادبیات خودشون باهاشون حرف  بزنم و حق مطلب رو در برابر سخنانشون با زبان مخصوص خودشون بیان کنم . متاسفانه  اون زبان و نوع تربیت  مختص خودشون و خانواده شون هست و  زبان من قاصر .  لبخند تجربه ثابت کردن اینان منتظر یک نفر مثل خود هستند که با توجه به نوع تربیت خانوادگیشون جوابشون رو بده . ولی اشتباه اومدند چون اون یک نفر رو اینجا پیدا نخواهند کرد .

از این حرفها گذشته ، غزل حافظ رو مینویسم تا خودمون از خوندنش لذت ببریمقلب

 هر که شد محرم دل در حرم یار بماند            وان که این کار ندانست در انکار بماند

اگر از پرده برون شد دل من عیب نکن              شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند

صوفیان واستدند از گرو می همه رخت           دلق ما بود که در خانه خمار بماند

محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد       قصه ماست که در هر سر بازار بماند

هر می لعل کزان دست بلورین ستدیم            آب حسرت شد و در چشم گهر بار بماند

جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت            جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند

گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس        شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر               یادگاری که در این گنبد دوار بماند

داشتم دلقی و صد عیب مرا میپوشید             خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند

درجمال تو چنان صورت چین حیران شد           که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند

به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی                 شد که باز آید و  جاوید گرفتار بماند